ایوان خیال
خلاصه کتاب :
کودکی بیش نبودم، سرخوش و چالاک
دنیا جور دیگر بود
آسمان رنگی دیگر داشت، چمن برایم میرقصید
گلها نوازشم میکردند
مخمل شب، لحاف زمستانم بود
بهوقت جوانی دیدم قلم در دستانم میچرخد و با لحظات هم قدم میشوم.
قدم به قدم تا به امروز که شوق زندگی از جوهر قلمم میچکد.
و این دفتر حاصل شور زندگی و دلنوشتههای من است.
موجود در انبار